جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

83-یک جرعه محبت بنوشیم

سلام دوستان این مطلب اول از همه مربوط به شما میشه و در پس پرده مربوط به مارتیا اول از همه ، امروز صبح زانیار رو عمل کردن و ی عکس مربوط به شیوه ی عمل رباط ACL واستون میزارم تا یکمی آگاهی پیدا کنیم. شکر خدااااااااااااا عمل خوبی بود و دکترا از وضیتش کاملا راضی بودن حالش هم خوبه و فردا هم از بیمارستان مرخص میشه ، فقط خیییییلی باید مراقب باشه و همه کلی تاکید کردن که اگه میخاد زودتر خوب بشه باید خیلی هواسش به خودش باشه... دیگه اینکه بااااز هم از همتون که این مدت واقعا به فکرم بودین یک دنیا ممنونم ممنونم از اینکه توی همه ی شرایط انقدر هوامو دارین ، از دلداریهااتون و از جواب های کوبندتون به مزاحمین ممنونم ...
4 مرداد 1392
2936 0 111 ادامه مطلب

۷-81ماهگی مارتیا + لباسهای جیقیلی

سلام پسر مامان عزیزه دلم ۷ ماهگیت مبارک باشه عشقم ، دقیقا ۷ ماهه تمامه که تورو تو وجودم دارم و از این بابت که دیگه تهنا نیستم روزی میلیون ها بار خداروشکر میکنم . خوشحالم خوشحالم خوشحالم خوشحالم و بااااااااااااااز هم خوشحالم از داشتنت از بودنت از تکون خوردنت از لگدات  گاهی وقتا واژه ای برای توصیف احساسات وجود نداره... گاهی وقتا فقط دلم میخاد دستم رو بزارم رو دلم و محکم فشار بدم و با یه صدای آروم بگم: ممنونم که هستی... از خدا میخام تا کمکم کنه بتونم بهترین مادر واست باشم پس تو هم : بهترین فرزند برای من باش نمیخام بهت دروغ بگم ، یا خیلی بزرگونه حرف بزنم ...به ساده ترین صو...
4 مرداد 1392

82-تصادف زانیار

سلام جوجه خوبی مامانی؟ مامان که حالش زیاد جالب نیست ولی داره سعی میکنه که به خودش مسلط باشه تا جوجه طلاش اذیت نشه. دوستان فقط اومدم بابت این تاخیر های پی در پی عذر خواهی کنم و بگم که من و مارتیا حالمون خوبه اما زانیار تصادف کرده.... از قسمت پا بدجور صدمه دیده ، دکترا میگن چیزی نیست اما باید ی عمل کوچولو بشه!!!!!! منم که خدای استرس! حرفشون رو نمیفهمم اصلا ..... اگه چیزیش نیست پس عمل واسه چی؟؟؟؟؟ یادتونه یبار آینه افتاد شکست به خدا معتقدم این بدبیاری ها هنوزم از گور اون آینه هه بلند میشه .... سی میکنم زودی خبر دقیقش رو بدم . عموهاش  و پسر عموش میدونستن . نامردا تازه بهم خبر دادن......
31 تير 1392
2635 0 110 ادامه مطلب

78-سفرنامه ی 1

سلام سلام و صد سلام اول به شما دوستهای خوبم و بعد هم به یکی یدونه پسر خوشگل و آرومم که الان عین خرس آلاسکا لالا کرده و تکون نمیخوره... اول از همه از تک تکتون به خاطر اینکه مثل همیشه به یادم بودین تشکر میکنم باور کنید دلم برای مهربونیای همتون یه ذره شده بود .... وقتی داشتم پیغاماتونو میخوندم اشک شوق از چشمام میومد و اصلا باورم نمیشد که این همه بهم لطف داشته باشید چی میتونم بگم جز همین ٥ کلمه ی ساده : دوستتون دارم دوستای با معرفت از سایا جون  و عاطفه جون هم که بی اندازه ممنونم که توی این مدت همش به فکر من و مارتیا بودن و از راه دور هوامونو داشتن . ...ایشالا بتونم جبران کنم خوشگل خانوماااا ...
23 تير 1392

79-سفر نامه ی ۲ - تصویری

زمان رفتن - فرودگاه زیبای امام   هواپیمای اولی   طلوع خورشید در هواپیما         ghaza  یا مرغ بود یا بیف     رسیدن به ترکیه ، فرودگاه آتاتورک / ترانزیت اول                  عکس مارتیا در ادامه مطلب بازدید فراموش نشه هواپیمای دوم                           غذای دومی که اصلا نتونستم لب بزنم (حال...
21 تير 1392

77-داستان های خدا(7)

تو قشنگترینی.... فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود,روی نیمکتی چوبی,روبروی یک ابنمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید: غمگینی؟ - نه - مطمئنی؟  - نه - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن - چرا؟ - چون قشنگ نیستم - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدیم - راست می گی؟ - از ته قلبم اره دخترک بلند شد و به طرف دوستانش دوید,شاد شاد چند دقیقه بعد پیرمرد اشکهاشو  پاک کرد,کیفش رو باز کرد,عصای سفیدش رو بیرون اورد و رفت. از خودگذشتگی..... سال ها پيش زماني که به   عنوان داوطلب در بيمارستان...
10 تير 1392

76-خداحافظی موقت - زندگی جدید با زانیار

سلام پسر قشنگم هر چقدر که میگذره بیشتر و بیشتر عاشقت میشم و با هر تکونت قلبم پر میکشه برای لمس اون دست و پاهای کوچولوت که بعضی وقتا با همچین قدرتی لگد میزنه که ی تیکه از شکمم میپره هوا!... نمیتونم بگم چقدر و به چه اندازه اما بی بهونه و عاشقونه میپرستمت.... عزیزه دله مامانی اسم قشنگت انتخاب شد آرتان ، شاران ، کاوان و مارتیا ، رو روی چهار تا کاغذ جدا گونه نوشتیم و شانسی گذاشتیم لای ۴ برگ مختلف از قرآن و مادر بزرگم واست دعا کرد و یک صفحه رو کاملا نادیده و شانسی باز کرد و اسم قشنگت شد مارتیا مشکینی مارتیا یک اسم کردیه به معنای جنگجو و سلحشور .... جای دیگه ای هم منیش میشد آدم و انسان بزرگ و شایسته تلفظش هم ب...
28 خرداد 1392